دیده بربند و نظر کن که چه ها میبینی

 << جز او سرابی بیش نیست >>

گوش را کر کن و بشنو که چه ها میشنوی

دیده بربند و نظر کن که چه ها میبینی

یادم نیست از کجا کپی کردم .

در پهنه ی دشت رهنوردی پیدا ست

 << جز او سرابی بیش نیست >>

در پهنه ی دشت ، رهنوردی پیدا ست

وندر پی آن قافله گردی پیدا ست

فریاد زدم : "دوباره دیداری هست ؟ "

در چشم ستاره اشک سردی پیدا ست

                < فریدون مشیری >

حقیقت یا واقعیت ؟

 << جز او سرابی بیش نیست >>

هر حقیقتی واقعیت دارد ، ولی هر واقعیتی ممکن است حقیقت نداشته باشد ...

گاهی شده که شما در خواب باشید ...

رویایی ببینید ، لمس کنید ، بخورید و بیاشامید و حتی احساس کنید ...

آنچه شما درک می کنید ، عین واقعیت است اما ممکن است حقیقت نداشته باشد ...

و زمانی به این واقعیت آگاه می شوید که از آن خواب بیدار شده باشید و با درک این حقیقت که خواب دیده اید ، به پوچی آن واقعیت پی می برید !

با تشکر از دوست خوبم ح.جمیاری .

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد

 << جز او سرابی بیش نیست >>

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد

دل رميده ما را انيس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

این شعر قشنگ رو از اینجا کپی کردم .

LISTEN & SILENT are two words with same alphabets

 << جز او سرابی بیش نیست >>

LISTEN & SILENT are two words with same alphabets

which are very important for FRIENDSHIP;

Only a TRUE FRIEND can LISTEN you when are SILENT...

 .  با تشکر از دوست خوبم

در بين تمامي مردم تنها عقل است که به عدالت تقسيم شده است ...

 << جز او سرابی بیش نیست >>

در بين تمامي مردم تنها عقل است که به عدالت تقسيم شده است 

 زيرا همه فکر مي‌کنند به اندازه کافي عاقلند !

< رنه دکارت >

چه غم كه عشق  به جایی رسید  یا  نرسید

<< جز او سرابی بیش نیست >>

چه غم كه عشق  به جایی رسید  یا  نرسید

که  آنچه زنده و زیبا ست نفس این سفر است

                             < حسین منزوی >