چه داند آنکه اشتر می چراند

 << جز او سرابی بیش نیست >>

فقط دوست دارم با خودم تکرار کنم :

میان عاشق و معشوق رمزی است 

چه داند آنکه اشتر می چراند

 

If something is not OK with you

 << جز او سرابی بیش نیست >>

 , If something is not OK with you

 ! Do everything to make it OK with you

< Hadi Khoddami>

If you born here

 << جز او سرابی بیش نیست >>

... If you born here, it's not your mistake

But if you die here, it's your mistake !

< Hadi Gates >

از دهان چشم هاي شعله ور

 << جز او سرابی بیش نیست >>

گاه گاهي گرده را شلاقِ تر شيرين تر است

ديدن اما با دو چشم شعله ور شيرين تر است

گاه سرب تشنگي نوشين تر از آب فرات

شوكران تلخ گاهي از شكر شيرين تر است 

پاي، بي خلخال و سنگ سرخ صحراها ولي

گاه با بال و پرِ خونين، سفر شيرين تر است 

صحبت از عشق است، از خونابه و خنجر چه باك

در مرام ميگساران تلخ تر، شيرين تر است 

با مذاق تيرها، شش ماهگان خوش نوشتر

شاخسارِ تر به دندان  تبر شيرين تر است 

واي از آن سودا كه سودش كشتن فانوس بود

سود اگر اين است، باور كن ضرر شيرين تر است 

آه، ساكت باش،  اي شاعر كه اينك حرف اشك

از دهان چشم هاي شعله ور شيرين تر است

                           < علی حاج عبدالعلی >

این شعر قشنگ رو از از اینجا  کپی کردم .

سلامتیه ۶۳ روز خدمت کرده ها صلوات بفرست ...

 << جز او سرابی بیش نیست >>

۲ ماهش گذشت ...

بقیه اش هم می گذره ...

سلامتیه ۶۳ روز خدمت کرده ها صلوات بفرست ...

بهارین قدرینی بیلمز

 << جز او سرابی بیش نیست >>

محبت بیر بلا شیدور

گرفتار اولمیان بیلمز

زمستان چکمین بولبل

بهارین قدرینی بیلمز