<< جز او سرابی بیش نیست >>

گاه گاهي گرده را شلاقِ تر شيرين تر است

ديدن اما با دو چشم شعله ور شيرين تر است

گاه سرب تشنگي نوشين تر از آب فرات

شوكران تلخ گاهي از شكر شيرين تر است 

پاي، بي خلخال و سنگ سرخ صحراها ولي

گاه با بال و پرِ خونين، سفر شيرين تر است 

صحبت از عشق است، از خونابه و خنجر چه باك

در مرام ميگساران تلخ تر، شيرين تر است 

با مذاق تيرها، شش ماهگان خوش نوشتر

شاخسارِ تر به دندان  تبر شيرين تر است 

واي از آن سودا كه سودش كشتن فانوس بود

سود اگر اين است، باور كن ضرر شيرين تر است 

آه، ساكت باش،  اي شاعر كه اينك حرف اشك

از دهان چشم هاي شعله ور شيرين تر است

                           < علی حاج عبدالعلی >

این شعر قشنگ رو از از اینجا  کپی کردم .