<< جز او سرابی بیش نیست >>

دام در راه ، یار تنها، از چه اینجایی؟

نیست یاران را ز تو هرگز تمنایی !

گر که با یاران نباشی‌ روز تنهایی‌

کن حذر از دام‌ها با چشم بینایی

نیست باغ و سبزه بی‌ یاران تمشایی

روز یاری گشته‌ای جان از چه بی‌ مایی؟

قطره ای تو ، جمع شو همتای دریایی !

در کنار دوست از دشمن چه پروایی؟

هیچ آوایی ندارد دست تنهایی

دست اندر دست هم دنیای زیبایی‌

میشود برپا، عزیز دل تو تنهایی‌،

از پس دنیای مشکل بر نمیایی

<نسرین ارمگان> (با تصرف و تخلیص)

----------------------------------------------------------------

عنوان تصنیف فوق "لالایی برای بیداری" است ولی قسمتهایی که در آن لالایی بوده ، حذف شده است.